امروز: یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷

ایده پروری را به بچه‌ها یاد دهیم (داستان کارآفرین شدن معصومه تذروی)

۱۶:۴۹ ۹۴/۰۶/۰۲
چی کجا 
شاید شما هم حوصله تان سر رفته است و فکر می‌کنید، توانایی‌های شما بیشتر از این است که پشت یک میز بنشیند و نقش یک کارمند را بازی کنید و یا اینکه مدرک تحصیلی تان را در دستان بگیرید و هر روز دنبال کار بگردید. کار آفرینی و داشتن یک فکر خوب کمک می‌کند نه تنها خودتان، بلکه اطرافیان و دوستان تان را با روی دیگر زندگی آشنا کنید.

معصومه تذروی یکی از افرادی است که رتبه اول کنکور را رها کرده و کار آفرین شده است. در زیر داستان کارآفرینی او را می خوانیم.
رستورانی پر از چترهای رنگارنگ و میزهایی به صرف بازی های فکری! جایی که افراد پشت میزها نشسته اند و مشغول خوراندن بازی فکری به ذهنشان هستند. معصومه تذروی متولد آبان ماه ۱۳۶۴ در شیراز است اما در اصفهان زندگی می کند. چند مدرک کارشناسی دارد و ارشد را هم با رتبه یک قبول شده؛ اما بی خیال ادامه تحصیل شده و بجای رفتن به دانشگاه وارد دنیای کار و کارآفرینی شد. وقتی دلیل انصراف از تحصیلش را می پرسم،می گوید: «رشته ام را دوست داشتم؛ اما راضیم نمی کرد. آنچه دوست داشتم و می خواستم را در جای دیگر دنبالش می گشتم. به دلیل این موضوع سرزنش هم شدم؛ اما برایم مهم نبود.»

مادرم نقطه آغاز خلاقیتم است
معصومه تذروی ، کارآفرین می گوید: از کودکی مادرش کمک حال اصلی او در رشد و پرورش خلاقیتش بوده. در خانه ای پرجمعیت بزرگ شده و مادرش برای سرگرم شدن شان، آنها را تشویق به ساختن بازی می کرده: «وقتی اولین بار بازی راز جنگل را دیدم، پیش خودم گفتم چرا این بازی را بخرم، وقتی خودم توان ساختنش را دارم؟ پس کف دو جعبه شیرینی را به هم وصل کردم، رویش یک کاغذ چسباندم و نقاشی اش کردم. حتی روی این بازی سناریوهای دیگری چیدیم و بازی های دیگری اختراع کردیم که از بازی اصلی هم جالب تر و پیشرفته تر بودند! مادرم از همان کودکی عامل این جرقه در ذهن من شد که می توانیم با وسایل دم دستی چیزهای جدید درست کنیم.»
کارم در این حوزه از سال ۸۵ شروع شد. در دوران نوجوانی ام در شیراز به پژوهش سرایی می رفتم و فعالیت های فرهنگی و پژوهشی و علمی در آنجا انجام می دادیم. در دوران دانشجویی، از طرف همانجا دعوت شدم به عنوان مشاور داور جشنواره خوارزمی.
خانم تذروی از اصطلاحی به نام «بارش افکار» نام می برد. شروع کارم با کارگاه های بارش افکار بوده. بارش افکار تکنیکی است که از غرب آمده؛ پس سعی کردم آن را طبق فرهنگ و سنت ایرانی اسلامی به بچه ها آموزش دهم و سعی کنم طوری به آنها آموزش دهم که بتوانند ایده یابی و ایده پروری کنند. از آنجا به بعد آرام آرام کلاس های خلاقیت هم شروع شد.
افراد در برابر فعالیت های ذهنی مقاومت نشان می دهند. پس سعی می کنیم در ابتدا بازی سخت به او معرفی نکنیم. بازی های تعاملی از بازی های یک نفره بهترند
ایده یک دانش آموز کلید خورد!
در سال ۸۵ با گروهی آشنا شدم که در کارهای فرهنگی شان، در همان سال آنجا یک سری فرم را به مدارس می فرستادند تا بچه ها ایده هایشان را در هر زمینه ای در آن برای ما بنویسند. ما هم ایده های بهتر را جدا می کردیم و نویسندگان شان را دعوت می کردیم تا به آنها کمک کنیم ایده شان را بسازند.
بعضی از این ایده ها برای داوران مسخره و ابتدایی به نظر می رسید. در میان این اید ه ها یک ایده بود که پیشنهاد ساخت یک ربات را می داد. این ربات به جای دانش آموزان به مدرسه می رفت و امتحان می داد تا معلمان بیکار نباشند! با وجود خنده و تمسخر بسیاری از داوران، من گفتم که داشتن همین ایده مسخره بسیار بهتر است از نداشتن هیچ ایده ای. و تأکید کردم که این وظیفه ماست که ایده یابی و ایده پروری را به بچه ها آموزش دهیم. از همانجا هم این دغدغه برایم شروع شد.»
از سال ۸۵ دغدغه ام در حوزه علوم تربیتی شروع شد و این دغدغه آرام آرام به آموزشگاه هایی برای تربیت مربی در حوزه خلاقیت برای بچه ها تبدیل شد. چون امروزه بیشترین ضعف ما در تربیت و آموزش است.

۳۵۰ نفر را سرکار فرستادم
دوره های تربیت مربی کاربردی یعنی دوره هایی که مربی پس از اتمام دوره، وارد کار می شود. این مربیان ۳۵۰ نفر طی سه سال اند که ۵۰ نفرشان آقا هستند. در این طرح، یک سیستم آموزشی حمایتی طراحی کردیم برای خانم ها و آقایانی که تمایل به کار دارند. از قبل نیازسنجی کردیم تا طبق استعداد، مهارت، توانمندی و تحصیلات مراجعه کنندگان به آنها شغل بدهیم. همچنین مشاوره روانشناسی هم می شوند تا طبق توانایی ها و حالات روانی شان شغل در اختیارشان قرار دهیم. به آنها آموزش هایی هم می دهیم؛ مثل بهداشت کار و تغذیه و فرزندپروری که در واقع یک بسته کامل آموزشی برای افراد جویای کار است. بعد هم این افراد را حمایت می کنیم تا محصولشان را با کمک بیمه و بازار فروش تولید کنند و در بازار بفروشند. اگر هم وارد قرارداد با کسی شد، صاحب قرارداد بداند که ما از این فرد حمایت می کنیم تا از تولیدکننده سوء استفاده نشود. این طرح فعلا در نیمه راه است و اگر بتوان آن را به سرانجام رساند، کمک شایانی به اقشار ضعیف جامعه خواهد شد.
تأکید کردم که این وظیفه ماست که ایده یابی و ایده پروری را به بچه ها آموزش دهیم
آموزش در حین بازی
با بحث خلاقیت در بازی های فکری از طریق یکی از دوستانم آشنا شدم. پیش خودم فکر کردم که بازی های فکری برای آموزش غیررسمی ابزارهای خیلی خوبی اند. چون در آموزش های رسمی افراد در برابر آموزش گارد می گیرند و مقاومت می کنند. اما اگر در حین بازی موضوعی را به آنها آموزش دهی، نه تنها مقاومت نمی کنند، بلکه بهتر می آموزند. دوره ها را از اصفهان شروع کردیم و مجدداً آن را با سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان آغاز خواهیم کرد. در حال حاضر در شهرهای دیگر هم دوره داریم. هم دوره تربیت مربی خلاقیت هم دوره تربیت مربی بازی های فکری.
درباره مخاطب، به سن و جنسیت و تجربه های قبلی شان از بازی توجه می کنم. درباره بازی هم به این توجه می کنم که این بازی چه کاری با ذهن مخاطب می کند. اینجا در رستوران بازی، قبل از اینکه بازی به دست فرد بدهیم از او می پرسیم که قبلاً چه بازی هایی انجام داده. همچنین افراد در برابر فعالیت های ذهنی مقاومت نشان می دهند. پس سعی می کنیم در ابتدا بازی سخت به او معرفی نکنیم. بازی های تعاملی بسیار بهترند از بازی های یک نفره. وقتی فرد با کامپیوتر بازی می کند، وقتی خسته شد بازی را متوقف می کند یا وقتی باخت، از اول شروع به بازی می کند. اما در بازی های تعاملی (دو یا چند نفره) افراد شکست خوردن و صبوری را یاد می گیرند.

منبع: تبيان
تعداد بازدید: ۴۶۶

نظرات درباره این خبر


تا به حال نظری برای این خبر ثبت نشده است.
نظر خود را از طریق فرم زیر ارسال کنید.

نظر شما درباره این خبر