امروز: سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷

افول کارآفرینی در اقتصاد غیررقابتی و قیمت گذاری شده

۰۷:۳۱ ۹۴/۰۹/۲۹
چی کجا 
« افول کارآفرینی در اقتصاد غیررقابتی و قیمت گذاری شده » عنوان یادداشت روز روزنامه تعادل به قلم سید حامد واحدی(عضو هیات رییسه اتاق تهران) است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: یکی از موضوعاتی که طی سال‌های گذشته، اقتصاد ایران را رنج داده بحث ایجاد فضای غیررقابتی در اقتصاد است.

تقریبا تمامی فعالان اقتصادی بارها اشاره کرده اند که موتور محرک اقتصاد، عنصر رقابت و ترویج فضای رقابتی است. البته ابلاغ سیاست های اصل ۴۴ قانون اساسی و خصوصی سازی موجب شده بود تا نور امیدی در دل فعال بخش خصوصی کشور ایجاد شود. اما آنچه امروز پیش روی ماست، دوری نسبی از این فضای رقابتی است. حذف رانت ها و به خصوص تسهیل فضای کسب وکار می تواند تا حدود بسیار زیاد و قابل توجهی این وضعیت را تغییر دهد. چند سال قبل که قانون بهبود مستمر فضای کسب وکار تدوین و ابلاغ شد، تصور عمومی نشان می داد که به زودی فضای حاکم بر اقتصاد ایران به سمت مطلوب تری حرکت می کند. اما برآوردهای بخش خصوصی طی سال های گذشته نشان می دهد که این قانون هم به دلیل عدم اجرای صحیح چندان راهگشا نبوده است.
اما موضوع رقابت در اقتصاد و در واقع فقدان آن در اقتصاد ما، مشکلات اساسی تر و بنیادی تری برای ما ایجاد کرده است. بخش خصوصی ایران بارها اعلام کرده بدون عنصر رقابت در فضای اقتصادی، کارآفرینی شکل نمی گیرد. همین امروز موضوع فعالیت شرکت های شبه دولتی و فضای به دور از رقابت و اقتصاد دستوری ایجاد شده، برای بخش خصوصی ایران مشکلاتی را رقم زده است. از سوی دیگر اقداماتی مانند قیمت گذاری، ایجاد رانت هایی مانند توزیع ارز با دو نرخ متفاوت و بازهم از همه مهم تر عدم اجرای دقیق قانون بهبود مستمر فضای کسب وکار، شاکله یی را تشکیل داده که اقتصاد ایران را ناکارآمد می سازد.
خبرگان اقتصادی و دلسوزان بخش خصوصی نیز بارها و بارها این موضوعات را به دولت ها هشدار داده اند. اما آنچه تاکنون به صورت اساسی رخ نداده، تصمیم گیری در مورد چند موضوع مهم است. البته باید در نظر داشته باشیم که فضای غیررقابتی تنها امروز اقتصاد ایران را در خطر قرار نداده است. امروز باید نگاه مان را قدری بلندتر از رسیدگی به شرایط کنونی کشور کنیم. اقتصاد غیررقابتی یا به طور نمونه نظام قیمت گذاری دولتی و دستوری همگی موجب می شوند تا اقتصاد ایران مهم ترین عنصر مطلوب خود یعنی جذب سرمایه گذاران را از دست بدهد. از سوی دیگر همه تحلیلگران اقتصادی به خوبی می دانند که اقتصاد ایران برای حداقل سه دهه آینده باید برنامه ریزی مناسب و خردمندانه داشته باشد. این برنامه ریزی به ما توصیه می کند، فضای حاکم براقتصاد را به سمتی هدایت کنیم که اشتیاق به کارآفرینی و کسب وکار افزایش یابد و نه توسعه به سمت توقف حرکت کند. به طور نمونه باید دقت داشته باشیم آخرین آمارهای رسمی نشان می دهد تعداد استخدام های دولتی در ایران به رقمی بیش از ۴میلیون نفر رسیده است. در صورتی که تعداد کارکنان نهادهای نظامی، شرکت های شبه دولتی و نهادهای عمومی را نیز به این رقم اضافه کنیم، بیش از ۸میلیون نفر در ایران کارمند دولت یا به زبان ساده حقوق بگیر قوه مجریه می شوند.
برای درک بهتر وضعیت این عدد را باید با کشوری مانند ژاپن قیاس کنیم. تعداد کارمندان دولتی ژاپن عددی کمتر از نیم درصد کل شاغلان این کشور است. متاسفانه طی چند سال گذشته و به خصوص پس از فراگیر شدن رکود اقتصادی در ایران، میزان تمایل اجتماعی به استخدام در نهاد دولت به شدت افزایش یافته است. ریشه این علاقه را نیز باید در همان گزاره بدانیم که روایت می کند در این اقتصاد نمی توان کسب وکار کرد. حتی بررسی های میدانی نیز نشان می دهد که بخش مهمی از دانشجویان و جوانانی که راهی دانشگاه می شوند، ایده اصلی فارغ التحصیلی خود را برمحور «استخدام» در دولت متمرکز می کنند. بر همین اساس است که نرخ بیکاری جوانان در رشته های حقوق، علوم انسانی و اجتماعی، صنعت و فناوری و حتی مهندسی کامپیوتر و معماری از تمامی رشته ها بالاتر است.
در همین بررسی ها نرخ بیکاری جوانانی که در شاخه های مختلف هنر تحصیل کرده اند از اقسام رشته های مهندسی و علوم انسانی کمتر است. نکته بسیار مهم تحلیل این آمارها به تغییر ذائقه رفتاری و شغلی مردم ایران مربوط است. اطلاعات نشان می دهد جامعه ایرانی یک اصل مهم را هم فراموش کرده و هم تحت تاثیر جو غیررقابتی و غیرشفاف از دست داده است. به همین دلیل از میان جمعیت جوانان کشور بخش مهمی از آنها ترجیح می دهند به جای کارآفرینی و حضور در محیط کسب وکار شخصی به سمت استخدام در یک اداره دولتی بروند چراکه تصور عمومی از وضعیت اقتصادی کشور و فضای کارآفرینی چندان امید بخش نیست. این گزاره را در کنار شرایط کنونی کشور بگذارید که از سویی با توجه به دوران پساتحریم و افزایش امیدها به رشد اقتصادی، همگی فعالان اقتصادی بازهم به آینده خوشبین شده اند. اما این خوشبینی به بسترهای مناسب برای توسعه هم نیاز دارد. یکی از این بسترها ترویج فضای کسب وکار و کارآفرینی با الگوی برآمده از اقتصاد آزاد است. شاید جای تاسف باشد که ما امروز حتی به الگوهای در اختیار خودمان هم بی اعتناء شده ایم. به طور نمونه اقتصاد مقاومتی یکی از همین برنامه هاست. اقتصاد مقاومتی هم عنصر رقابت، هم عنصر شفافیت و هم عنصر کسب وکار در فضای غیردستوری را در دل خود دارد. در صورتی که این برنامه به صورت دقیق و کارشناسی شده اجرایی می شد، به طور حتم امروز دستاورد ما می توانست از فضای پساتحریم هم بیشتر شود. اما نکته بسیار قابل توجه همچنان همان دو گزاره است؛ نخست: ترویج فضای کارآفرینی و دوم: حرکت به سمت اداره اقتصاد برمبنای الگوهای برنامه ریزی شده. البته که هر دو اینها نیز تنها در صورتی محقق می شود که اقتصاد ایران رقابت پذیر، بی رانت و غیردستوری باشد. بازهم شرط اساسی تر برای تحقق همگی این خواسته ها کوچک سازی اندازه دولت است.
در نظر داشته باشید که به طور مثال دولت در برنامه ششم توسعه در نظر دارد به میزان ۱۵درصد از اندازه خود کم کند. از سوی دیگر بخش خصوصی هم یکی از مطالبات اصلی خود را کوچک سازی دولت قرار داده است. بنابراین در حال حاضر با یک پارادوکس واقعی مواجه هستیم چراکه جامعه دولت بزرگ با استخدام های وسیع و گسترده را می خواهد و بخش خصوصی، دولت کوچک با دامنه نفوذ پایین را طلب می کند. طی سال۹۲و۹۳ و به دلیل توقف توسعه، بیکاری بالا به دلیل رکود، تعداد زیادی از جوانان بیکار شدند یا در صف اشتغال باقی ماندند. بنابراین فهم عمومی جامعه این است که بخش خصوصی توان استخدام فرزندان این کشور را ندارد یا اگر چنین قدرتی داشته باشد، توان حفظ آن در بلندمدت را ندارد. بنابراین چه راهکاری ساده تر از اینکه یکسره از دانشگاه سراغ استخدام دولتی را بگیریم. برهمین اساس عنصر مهم و سرنوشت ساز یعنی ترویج فرهنگ عالی کارآفرینی را از کف داده ایم.
درحال حاضر فهرست مشکلات اقتصادی کشور با محوریت رکود چنان بلند و طولانی است که شاید موضوع «فرهنگ کارآفرینی» چندان مهم تلقی نشود. اما باید بپذیریم که امروز بذر بحرانی بزرگ تر از رکود را در کشور می کاریم. جوانان خلاق، پرتلاش و با نشاط ما فرهنگ کارآفرینی را فراموش کرده اند. آنها می دانند در فضای غیررقابتی و دستوری اقتصاد ایران جا برای خلاقیت افزون تر ندارند و بنابراین ساده ترین روش یعنی تمنای استخدام در دولت را انتخاب می کنند. در نظر داشته باشید که دو دهه بعد همین جوانان باید اداره اقتصاد را در دست داشته باشند ولی ۲۰سال بعد کدام کارخانه، کدام بنگاه نوآور و کدام نهاد قوی تحقیقاتی توسط همین جوانان ایجاد شده است. به نظر می رسد مشکل رکود برای امروز اقتصاد ایران باشد ولی واقعیت این است که بحران مرگ فرهنگ کارآفرینی و بی اعتنایی نسل جوان به توسعه کسب وکار، احتمالا دردسر عظیم سال های بعد کشور باشد. بخش خصوصی ایران و به خصوص نهادهای بخش خصوصی مانند اتاق های بازرگانی باید بخشی از توان خود را صرف احیای این فرهنگ کنند. فردای ما امروز ساخته می شود. همگی این آرزوها محقق نمی شود، مگر اینکه دولت تصمیم بگیرد اقتصاد را رقابتی کند، نظام دستوری اداره اقتصاد و قیمت گذاری دستوری را کنار بگذارد و در نهایت با اجرای برنامه هایی مانند برنامه های توسعه یی و اقتصاد مقاومتی کشور را به سمت ترویج دوباره روحیه کارآفرینی هدایت کند. اما بازهم باید تاکید کرد، کارآفرینی در اقتصاد غیررقابتی یا کمتر رقابتی معنا نمی یابد.

منبع: تعادل
تعداد بازدید: ۶۶۱

نظرات درباره این خبر


تا به حال نظری برای این خبر ثبت نشده است.
نظر خود را از طریق فرم زیر ارسال کنید.

نظر شما درباره این خبر